فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
92
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مقدارى گوشت برداشت . آنگاه ميزبانان را مورد تحسين فراوان قرار داد و گفت اين غذاهاى پرگوشت بسيار لذيذ و مردانه بخصوص براى رزمآورانى چون آنان سودمند و شايسته است ، چنان كه در ازمنهء قديم نيز اين نوع اغذيه به قهرمانان و فرماندهان بزرگ اختصاص داشته است . بعد از صرف غذا به دستور سفير مقدارى پول بين آورندگان اغذيه و ديگر وسائل سفره تقسيم شد . همچنين چند قباى ساتن به پيشكاران و تعدادى كلاه زربفت و ابريشمين به ديگر ايرانيان حاضر در مجلس هديه گرديد و همگان شاد و خشنود بازگشتند . هرروز مردم بسيارى براى تماشاى خيمهها ، بخصوص خيمهء اقامتگاه سفير مىآمدند بطوريكه اختيار از دست دربانان خارج مىشد و نگاهبانان نيز توانائى دور كردن آنها را نداشتند . تعدادى دريوزهگر به هواى دريافت صدقاتى گرد مىآمدند و گروهى دلقك و رقاص مبالغى پول سياه و سكهء نقرهء اسپانيائى را كه به دستور سفير در مدت دوازده روز اقامت در اين مكان بين آنها تقسيم مىشد از يكديگر مىقاپيدند . روز دوشنبه سىام اكتبر چندكولى دفنواز همراه همان پسر گرجى كه هنگام ورود سفير به لار در همين گروه نوازندگان مىرقصيد نزديك خيمهها آمدند و به نواختن پرداختند پسر گرجى پس از اتمام رقص نزد سفير آمد و تصويرى به اندازهء يك پا از زنى برهنه كه طفلى برهنه را در آغوش داشت و در سبدى پرگل نهاده شده بود به وى تقديم كرد . اين تصوير اگرچه به كلى عريان بود اما چون پاى راست زن بر پاى چپ نهاده شده بود چيزى خلاف عفت در آن مشاهده نمىشد . پسر گرجى كه زانو زده بود و اشك مىريخت سبد محتوى تصوير را به سفير داد و بوسيلهء مترجمى به وى گفت كه اين تصويرى از مريم عذراست و او آنگاه كه مسيحى بود آن را از كشورش با خود آورده است و چون ايرانيان او را به تغيير دين مجبور كردهاند ديگر شايستگى تملك آن را ندارد و وظيفهء